تبليغاتX
دانشجویی

دانشجویی

شیر یارانه ای یک جنایت بشری

1-             دولت ظاهرا برای کاهش قیمت شیر، شیر سوبسید دار رو با شیرخشک درست میکنه. لینک زیر رو ببینید:

 

مدیرعامل اتحادیه دامداران استان تهران: شیر یارانه ای از شیر خشک تولید می شود 

 

 

2-      ما در ایران وارد کننده شیر خشک هستیم. ارزان ترین شیرخشک دنیا توسط کشور دوست و برادر چین تولید میشه.

 

3-      شیرخشکی که به غیر از غذای نوزاد باشه، 90 درصد تعرفه گمرکی داره. لذا "خواص" محترم علاوه بر واردات گسترده قاچاق، مقداری از این مواد مسموم را به اسم شیرخشک غذای نوزاد با تعرفه 10 درصدی وارد می کنند. لینک زیر:

 

 

عضو هیات مدیره مرکز همکاریهای  امور دام خبر داد: واردات شیر خشک در پوسته شیر خشک نوزاد ادامه دارد

 

4-      این "خواص" عزیز گرامی  به هدف توسعه بازار مصرف ، این آشغالهای وارداتی چینی، اجازه نمیدن احدی در کنترل کیفیت محصولات لبنی فضولی کنه، و تولید کننده ها هم که همواره سلامتی مردم را به هيچ حساب نمی کنند، به جای استفاده از شیر کیلویی 400 و خورده ای تومان به قیمت خیلی کمتر از این آشغالا استفاده می کنند تا ماست و پنیر و کشک درست کنند.

 

5-      در نتیجه، کارخانه های لبنی شیری که باید کیلویی 410 تومن از دامدار بخرند، به قیمت میانگین کشوری کمتر از 380 و در برخی مناطق به زور و منت به 280 میخرند. پس دامداری = فرت، و کرور کرور دام شیرده به کشتارگاه اعزام میشه زیرا سیر کردن شکم گاو شیر ده دیگه توجیه اقتصادی نداره، و این یعنی تیشه به ریشه دامپروری همانند بلاهایی که سر شاخه های دیگه کشاورزی نازل شده.

 

6-      حالا برای اطلاع از کیفیت شیر و شیرخشک چینی و سوابق درخشان این پست فطرت های جانی، در گوگل سرچ کنید Chinese milk powder و ببینید که هرچی پیدا میشه توش مرگ و مریضی نوزادان و سنگ کلیه و آلودگی عمدی شیمیایی و درد بی درمون و ممنوعیت ورود به یک عالمه کشور وجود داره. اگر خواستید جزئیات قضیه را مطالعه کنید از اینجا شروع کنید: http://en.wikipedia.org/wiki/2008_Chinese_milk_scandal ولی بطور خلاصه، ماجرا از این قراره که این جانورهای کثیف که بدتر از امت شریف ما تقلب در ذاتشونه، کشف کردن که وقتی آب قاطی شیر میکنن اگر ماده شیمیایی ملامینMelamin داخل اون آب زیپو بریزن (که به لحاظ اینکه این ماده در آب حل نمیشه، باید اول اونو در فورمال دی هاید – همون مایع شیمیایی که اجساد و اجزاء بدن را برای نگهداری درازمدت در آزمایشگاه ها و دانشگاه ها در آن غوطه ور می کنند -  حل کنند بعد این معجون سمی را در شیر بریزند) ، در آزمایشات متداولی که پروتئین شیر را اندازه می گیره باعث گول زدن پروسه آزمایش میشه و ترکیبات نیتروژنی موجود در ملامین توسط تست به جای پروتئین تشخیص داده میشه. البته بنده مطلب رو خیلی خلاصه کردم و همین اندازه هم که متوجه بشین برای نتیجه گیری کافیه.

 

 

7-      بعد از اینکه گند قضیه در چین دراومد، دقیقا مدل برادران خودمون گرفتن 3 نفر از مسببین را اعدام کردن و اعلام کردن که مشکل حل شده و دیگه خیال همه راحت باشه. اما از بین کشور های بدبختی که محصولات لبنی چینی وارد میکردن، این کشورها

 BangladeshBhutanBruneiBurundiCameroonChile,ColombiaDominican RepublicGabon, India, Ivory CoastMaldivesMaliNepalPapua New GuineaParaguay, South Korea, SurinameTanzaniaTogo, and the United Arab Emirates —[111][112][113][114][115] joining Indonesia, Taiwan, Japan, Singapore and Malaysia which have imposed specific bans on mainland Chinese dairy products which have tested positive for melamine 

 

قانون ممنوعیت کامل ورود محصولات لبنی چینی را اجرا کردند، اروپا و امریکا هم که از اول اجازه ورود محصولات چینی را نمی دادن. این یعنی حل مشکل. تانزانیا و بنگلادش اجازه نمیدن این محصولات مسموم به مردمشون فروخته بشه، ولی خوب مسئولين محترم ما  بهتر میدونند که مصلحت مردم در چیه. !!

8-      حالا، این آشغالا چه مشکلاتی برای سلامتی ما ایجاد میکنه؟ آنچه که تا به حال شناخته شده به اختصار لیست میکنم. اما توجه داشته باشید که از این دم بریده هرچی بگین بر میاد و فردا معلوم نیست چه چیزهای دیگری قاطی این معجون کنند. فعلا می دانیم که ماده شیمیایی ملامین در بدن انسان منجر به بروز نوع خاصی سنگ کلیه و نهایتا از کار افتادگی لاعلاج کلیه می شود. گفته می شود که در مقدار دوز کم، ملامین ضرری ندارد. اما در همین مقادی کم هم وقتی با اسید سیانوریک مخلوط می شود، کریستالهای مرگباری ایجاد می کند. تحقیقات ثابت کرده که ملامین خود به تنهایی می تواند اسید سیانوریک ایجاد کند. لذا، در نتیجه افزایش ملامین به شیر، این امکان وجود دارد که اگر ملامین اسید سیانوریک ایجاد کند، که منجر به ایجاد  سنگهای کریستالی با لبه های بسیار تیزی می شود که با برش و جراحت مجرای ادرار و کلیه، آسیب بسیار جدی به مصرف کنندگان وارد کند. در مورد عوارض سوء درازمدت و احتمالی این ماده شیمیایی اظهار نظری نمی کنم.

 

 

9-      در خود چین، استفاده از این شیرخشک منجر به بیماری شدید 104 نوزاد، مرگ کمتر از 6 نوزاد، و بروز سنگ کلیه در 13 هزار نفر و بیماری 300 هزار نفر شده (طبق گزارشات رسمی! – که نیاز به توضیح ندارد یعنی چه). هیچ آمار درستی برای تعداد کل قربانیان بین المللی موجود نیست. در مملکت ما هم که دولت فخیمه تا به حال لام تا کام حرفی از این موضوعات نزده.

 

چه باید کرد؟ بهترین راه این است که از مصرف هرگونه شیر و فراورده های لبنی صنعتی خودداری کنیم – البته اگر نوع غیر صنعتی مطمئنی در دسترس داریم. در غیر این صورت، فعلا به نظر می رسد که شیر های معمولی (غیر سوبسیدی، و غیر از شیرهایی که تاریخ مصرف طولانی دارند) از شیر گاو تازه درست شده باشند. روی لیبل این شیر ها نوشته میشه "تهیه شده از شیر تازه گاو" و روی شیر های سوبسیدی مینویسند "تهیه شده از شیر گاو". ماست را از همین شیر ها خودتون در منزل تهیه کنید. البته تاکید می کنم که روی سلامت این شیر های 800 – 900 تومنی هم نمیشه صد در صد حساب کرد.

 

اما به یقین اگر کارخانه های تولید لبنی با یک تحریم گسترده مردمی مواجه بشند، برای نجات خودشون از ورشکستگی به ناچار دست از بازی با سلامت مردم برمی دارند و به قول معروف ماستها را کیسه می کنند.

از دوستان خواهش می کنم ضمن اینکه این مطلب را برای همه ارسال می کنید، تحقیق هم انجام بدهید، و اگر اطلاعات مفیدی از متخصصین صنایع غذایی و منابع قابل اطمینان دیگر دریافت کردید حتما منتشر کنید.

 

 لطفا لینکهای بالا را مطالعه کنید و برای دوستانتان نیز بفرستید تا همه مطلع شوند که شیری که به مردم می دهند شیر نیست و فقط اسمش شیر است و در حقیقت نوعی پودر است که از چین می آید و اصلا معلوم نیست که واقعا شیر خشک شده باشد يا خير.

 

 

این پودر ظاهرا از ماده ای به نام ملانین و موادی دیگر ساخته می شود و به ایران می آید و در کارخانه های لبنیات با اضافه کردن آب و مواد افزودني به شیر و ماست و پنیر و ... تبدیل می شود.

 

چینی های این مواد را طوری ساخته اند که مشابه شیر هستند و در آزمایشها و بررسی هاي معمول مراجع بهداشتی ایران (اگر واقعا همچین آزمایشاتی در کارخانه های لبنیاتی انجام شود و با رشوه ماست مالی نشوند) قابل تشخیص نمی باشند و جواب آزمایش طوری در می آید که انگار واقعا شیر است و نياز به آزمايشات پيشرفته تري است.

حالا این ملانین یا هر ماده دیگر چیست و چه مضرات و فوایدی دارد معلوم نیست.

دقت کنید که پنیر و ماست محلی با مشابه های صنعتی چقدر طعمشان فرق دارد.

ظاهرا مسئولین هیچ تصمیم جدی برای جلوگیری از واردات این پودر صنعتی ندارند.

دولت جلوي گران شدن قيمت شير را با زور گرفته است. کارخانه ها هم وقتی می بینند نمی صرفد که شير از گاوداري ها بخرند و با محدوديت قيمت مواجهند با این حرکت پاسخ داده اند.

اقتصاد با دستور رشد نمی کند و گرانی با دستور توقف نمی شود.

 

لطفا با پخش کردن این ایمیل کمک کنید تا حداقل مردم آگاه شوند و با نخریدن این لبنیات و با اعتراض کردن و پیگیری شاید مسئولین به فکر کيفيت شیر مردم بیفتند.

  لازم است بدانید در کشورهای پیشرفته قوانین بسیار سختی در مورد کیفیت شیر و شیر وارداتی وجود دارد که کافیست جستجوی کوچکی در مورد "milk quality standard" در اینترنت انجام بدهید تا ببینید کشورهای مختلف چقدر نسبت به کیفیت شیري که مردمشان مي خورند حساسند.

برای نمونه:

 

http://edis.ifas.ufl.edu/ds112

http://www.extension.org/pages/How_Milk_Quality_is_Assessed

 

  لطفا يک نفر اين استانداردهاي شير را ترجمه و منتشر کند

 







+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1390ساعت 23:24  توسط محسن   | 

یادداشتی خواندنی و جالب درباره مردم ژاپن و رفتار آنان پس از زلزله 9 ریشتری

 


 

 

وقتی توفان کاترینا به نیواورلئان رسید و سدها شکست، مردم آمریکا آن آمریکای دیگر را کشف کردند. آمریکایی که هالیوود درباره اش فیلمی نمی سازد و به تمیزی بورلی هیلز نیست. مردم دیدند که آدم هایی که مامور حفظ نظم و قانون هستند خودشان در حال بار زدن اجناس فروشگاه ها هستند. پلیس نمی توانست جلوی غارت را بگیرد چون کم نبودند ماموران پلیسی که به غارت مشغول بودند.  واقعیت آمریکا ربطی به تصویری که از خودش داشت نداشت. یادم است همکار تگزاسیم بعد از دیدن مردمی که روی سقف خانه هایشان گیر افتاده بودند گفت:  We look like developing world! کشف جالبی بود.

حالا یک زلزله 9 ریشتری ژاپن را لرزانده استشدت و قدرت زلزله آنقدر زیاد بوده است که باعث شده است سرعت گردش زمین به دور خودش تغییر کند و سونامی آن تا آنور اقیانوس آرام و ساحل کالیفرنیا برود. راکتورهای اتمی فوکوشیما می توانند چرنوبیل و هیروشیمای دیگری خلق کنند. و مردم ژاپن در حال در حال زندگی کردن هستند.  گزارشگر رادیوی ان پی آر با زن میانسالی صحبت کرد که با آرامش در حال جدا کردن کاغذ و پلاستیک  در میان زباله های پناهگاهش بود تا برای بازیافت بفرستند. معلمی به خبرنگار گفت که عمری به تدریس در شهر مشغول بوده است و حالا نگران دانش آموزان سابقش هست که در میان گمشدگان هستند. دنیا در حال تحسین آرامش و متانت مردم ژاپن است.  و همه دارند می پرسند چرا ژاپنی ها مغازه ها را غارت نمی کنند. . جک کافتری در وبلاگش این سوال را پرسیده است.  و جوابها جالب هستند! گرگ از آرکانزاس، ناتاشا از ونکور، کن از نیوجرسی و بیز از پنسلوانیا و خیلی های دیگر فقط یک جواب دارند:

حس غرور ملی و شرافت فردی.

خوب است ملتی بتواند به مردم جهان نشان دهد که چیزهایی دارد که در هیچ زلزله ای نمی لرزند حتی اگر زلزله 9 ریشتر باشد...

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 فروردین1390ساعت 14:12  توسط محسن   | 


یک نظریه از عبید زاکانی 
???? ???????? ????? // www.Persis-Group.Com

 
خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما ایرانی ها اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
 
گفت:
«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود ما بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به ته چاله باز گردانیم!
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 13:46  توسط محسن   | 

داستان قورباغه ها

frogs

قورباغه ها 
 
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs..... Who arranged a running competition

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با

هم مسابقه ی دو بدند .

 

The goal was to reach the top of a very high tower. 
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

 

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ...

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

 

The race began ....

و مسابقه شروع شد ....

 

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower . 
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند ..

 

You heard statements such as: 
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :


'Oh, WAY too difficult !!' 
' اوه,عجب کار مشکلی !!'


'They will NEVER make it to the top .' 
'اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند
.'

or :  
یا :

'Not a chance that they will succeed.. The tower is too high!' 
'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !'

 

The tiny frogs began collapsing. One by one .... 
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...

 

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher .... 
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...


The crowd continued to yell,  'It is too difficult!!! No one will make it!' 
جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'
 
More tiny frogs got tired and gave up .... 
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف 
...

But ONE continued higher and higher and higher .... 
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....


This one wouldn't give up ! 
این یکی نمی خواست منصرف بشه !  

 

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top ! 
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه

کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !


THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to

know how this one frog managed to do it ? 
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو

انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal ? 
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

 

It turned out .... 
و مشخص شد که ...


That the winner was DEAF !!!! 
برنده ی مسابقه کر بوده !!!
 
The wisdom of this story is: 
Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ...   because they take your
most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in

your heart!


Always think of the power words have . 
Because everything you hear and read will affect your actions! 
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که :
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون

اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید !
همیشه به
قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره

Therefore: 
پس :


ALWAYS be.... 
همیشه ....


POSITIVE!
مثبت فکر کنید !


And above all : 
و بالاتر از اون  


Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams! 
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید

رسید !


Always think: 
و هیشه باور داشته باشید :

God and I can do this ! 
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 13:15  توسط محسن   | 

امید.عشق.زیبایی

 


امید

شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شدناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت.

عشق

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی عاشق به غیر نظر نمی کند.

زیبایی

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام


 
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 بهمن1389ساعت 21:19  توسط محسن   | 

يه روز يه ترکه، يه رشتيه، يه لره

یه روز یه ترکه...


اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛


خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛


یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.


یه روز یه رشتیه...

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛


برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛


اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.


یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛


ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.


یه روز یه قزوینه...

به نام علامه دهخدا ؛


از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی و...


تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛


حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم !!!!


این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.


پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه!


پارسی، نژاد پرست نیست

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 22:1  توسط محسن   | 

گزيده اي از زنده یاد نادر ابراهیمی _ هدیه ای به زوج های ایرانی

زنده یاد نادر ابراهیمی(۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران - ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ، تهران ) : داستان‌نویس معاصر ایرانی ؛ وی علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌است. برای مشاهدۀ وب سایت نادر ابراهیمی اینجا را کلیک کنید.

 

این مطلب را كه بخشی از یكی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است دوستی كه به ما لطف زیادی دارد برایمان فرستاده و توصیه كرده است كه همۀ زوج‌ها این نامه را چندین بار و نه به‌ تنهایی كه با هم و در كنار یكدیگر ‌ بخوانند. برای دوست عزیزمان آرزوی خوشبختی و همراهی همیشگی می‌كنیم و این نامه را به همه زوج‌های ایرانی تقدیم می‌كنیم.

 

 

همسفر!

در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم

و چون باد می‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقاً

مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم

یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را

و یك شیوه نگاه كردن را

مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.

هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است

 

عزیز من!

دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.

عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .

من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.

 

عزیز من!

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم..

بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .

بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .

اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .

سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.

 

بیا بحث كنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا كلنجار برویم .

اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.

 

بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.

من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.

بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 14:41  توسط محسن   | 

نامه خدا به تو

از: خدا

به : تو 

تاريخ : امروز 

موضوع : خودت 

رفرنس نامه : زندگي 



من خدا هستم امروز مي خواهم به تمامي مشكلات تو رسيدگي كنم به كمك تو هم نيازي ندارم پس روز خوبي داشته باشي 



من دوستت دارم و بخاطر داشته باش وقتي شرايط بنحوي هستند كه تو نمي توني از پس مشكلاتت بربياي اصلا سعي نكن كه خودت پي راه حل باشي بلكه اونها را بعهده خداوند بگذار 



زمانش كه برسد خودم رسيدگي مي كنم تمامي مشكلات حل مي شوند اما در زماني كه من تعيين مي كنم نه زماني كه تو مي خواهي 



وقتي كه مشكلت رو پيش من مي فرستي ديگه دليلي براي نگراني نيست بجاي نگراني روي چيزهايي تمركز كن كه الان توي زندگيت داري شايد تصميم بگيري كه اين پيام رو براي يك دوست بفرستي متشكرم با اين كار شايد از طريق جديدي شرايط زندگي اونها رو لمس كني كه تا الان نمي دونستي



حالا امروز يك روز خوب خواهي داشت



خدا اكنون تلاش و دست و پا زدنت رو ديده و دستور مي ده كه ديگه تموم شه

بركت خدا داره به سمتت مي آد اگر خدا رو قبول داري اين پيام را براي ده نفر ارسال كن

لطفا ناديده نگيرين شما دارين آزمايش مي شين

فقط 20 دقيقه زمان دارين تا به 10 نفر بگين كه دوستشون دارين
 


.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 21:46  توسط محسن   | 

راز بی اخلاقی مسلمانان

و 'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا  شبانگاه  , راه بر او شناسانده شده است
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است..
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند
آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند ..
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ .
از اسرار اللطیفه و الکسیله 

+ نوشته شده در  شنبه 26 تیر1389ساعت 15:7  توسط محسن   | 

نقطه آبی کمرنگ

خیام اگر ز باده مستی خوش باش      با ماه رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت هستی‌ ما نیستی‌ است     انگار که نیستی‌ چون هستی‌ خوش باش
 

این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد.  كارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

 

cid:image001.jpg@01C86000.9316A360


دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است.

زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم.

 

گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.

+ نوشته شده در  شنبه 26 تیر1389ساعت 14:58  توسط محسن   |